سلول های بنیادی
آشنایی با سلولهای بنیادی
سلول بنیادی چیست؟
سلول بنيادي مادر تمام سلولها است و توانايي تبديل به تمام سلولهای بدن را دارا می باشد. سلولهای بنیادی درون جنین در نهایت به سلول و بافت و اندامهای مختلف بدن جنین تبدیل می شوند . بر خلاف سلول معمولی که قادر است با تکثیر شدن چندین سلول از نوع خود را به وجود آورد ، سلول بنیادی همه منظوره و بسیار توانمند است و وقتی که تقسیم شود می تواند به هر یک از انواع سلولها در بدن تبدیل شود .
اين سلولها واجد توانايي خود نوسازي (Self Renewing) و تمايز (Differentiating) به انواع سلولها از جمله سلولهاي خوني، قلبي، عصبي و غضروفي هستند. هم چنين در بازسازي و ترميم بافت هاي مختلف بدن بدنبال آسيب و جراحت موثر بوده و مي توانند به درون بافتهاي آسيب ديده اي که بخش عمده سلولهاي آنها از بين رفته است، پيوند زده شوند و جايگزين سلولهاي آسيب ديده شده و به ترميم و رفع نقص در آن بافت بپردازند.
به دليل توانايي منحصر به فرد سلولهای بنيادی، اين سلولها امروزه از مباحث جذاب در زيست شناسی و علوم درمانی می باشند. هم چنين تحقيقات در اين زمينه دانش ما را درباره چگونگی رشد و تکوين يک اندام از يک سلول منفرد افزايش داده است و مهمتر آنکه به فهم مکانيزم جايگزينی سلولهای سالم با سلول های آسيب ديده کمک نموده است.
سلولهای بنیادی از کارائی «خود نوسازی » هم برخوردارند . این سلولها بر دو نوع هستند :
- سلولهای بنیادی جنینی
-سلولهای بنیادی بالغ
سلولهای بنیادی جنینی از جنین به دست می آیند . یک جنین 3تا5 روزه حاوی سلولهای بنیادی است که به شدت در حال تکثیرند ، تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را بسازند . افراد بالغ نیز در قلب و مغز و مغز استخوان و ریه ها و اندامهای دیگر خود سلولهای بنیادی دارند .
این سلولها مجموعه های درونی مخصوص ترمیم هستند و سلولهائی که بر اثر بیماری و مصدومیت و کهولت سن صدمه می بینند را دوباره ترمیم می کنند .
سلولهای بنيادی بالغ: به سلولهايي که پس از تولد از بافت های مختلف فرد بالغ جدا می شوند، گفته می شود. سلولهای بنيادی خونساز مستقر در مغز استخوان، مغز، کبد و ساير بافت ها از اين دسته می باشند که قدرت تمايز به برخی از بافتها را دارا می باشند.
سلولهای بنيادی خون بندناف: از بندناف استخراج شده و همانند سلولهای بنيادی خونساز مغز استخوان می باشند.
کاربـرد سلولهـای بنیــادی در بازسـازی سلـولها
بیش تر سلول های تخصص یافته ی انسان اگر آسیب سختی ببینند یا بیمار شوند، نمی توانند با فرایندهای طبیعی جایگزین بشوند. از سلول های بنیادی برای پدید آوردن سلول های تخصص یافته ی سالم و کارآمد می توان بهره گرفت و این سلول ها را جایگزین سلول های آسیب دیده یا بیمار کرد.
جایگزین کردن سلول های بیمار با سلول های سالم را سلول درمانی می نامند و مانند فرایند جایگزین کردن اندام است؛ البته، در این جا به جای اندام تنها از سلول ها بهره می گیرند. برخی بیماری ها و آسیب ها را می توان با جایگزین اندام سالمی درمان کرد، اما اندوخته ی اندام ها اهدایی بسیار اندک است. سلول های بنیادی می توانند سرچشمه ی جایگزین و نوشدنی از سلول های تخصص یافته باشند. به تازگی، پژوهشگران بهره گیری از سلول های بنیادی جنینی و بالغ را به عنوان خاستگاه گونه های سلولی تخصص یافته، مانند سلول های عصبی، سلول های ماهیچه ای، سلول های خون و سلول های پوست، برسی می کنند تا آن ها را برای درمان بیماری های گوناگون به کار برند.از سلولهای بنیادی می توان برای بازسازی سلولها یا بافتهائی استفاد ه کرد که بر اثر جراحت یا بیماری آسیب دیده اند .این نوع درمان به «درمان سلولی » معروف است .یکی از کاربردهای رایج این شیوۀ درمانی ؛ تزریق سلولهای بنیادی جنین در قلب برای بازسازی سلولهائی ست که بر اثر حمله قلبی آسیب دیده اند .در یکی از تحقیقات ، پژوهشگران زمینه سکته قلبی چندین موش را فراهم نمودند و پس از آن سلولهای بنیادی جنینی را درون قلب آسیب دیده موش ها تزریق کردند ، در نهایت ، سلولهای بنیادی بافت ماهیچه آسیب دیده بازسازی کردند و کار کرد قلب موش ها را بهبود بخشیدند .
از سلولهای بنیادی می توان برای بازسازی سلولهای مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده نمود . این بیماران سلولهائی را ندارند که ناقل عصبی موسوم به«دوپامین» را تولید می کنند . بدون وجود این پیک شیمیائی ، حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است ؛ و این افراد از واکنشهای غیر ارادی رنج می برند . در تحقیقات انجام شده روی موش ها ، پژوهشگران سلولهای بنیادی جنینی را در مغز موشهای مبتلا به پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلولهای بنیادی موشها را بهبود بخشید . شاید دانشمندان بتوانند حتی اندامی کامل را در آزمایشگاه پرورش دهند و آن را جایگزین اندامی نمایند که بر اثر بیماری آسیب دیده است .برای اینکار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اند ام مورد نظر بسازند و سپس آنرا با سلولهای بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند . پس از آن عوامل رشد مخصوص آن اندام افزوده می شود تا پرورش اندام را تحت نظارت و هدایت در آورد . با به وجود آمدن بافت از سلولهای بنیادی چارچوب تجزیه می شود و در نهایت گوش یا کبد یا هر اندام دیگری باقی خواهد ماند.از جمله بیماریهائی که احتمالا روزی با درمان سلولی معالجه خواهد شد می توان به پارکینسون ؛ دیابت ؛ بیماری قلبی ؛ صدمه دیدگی نخاع ؛ سوختگی ؛ آلزایمر و ضعف بینائی اشاره نمود .
شبیــه سازی انسان
درون جنین میلونها سلول بنیادی وجود دارد که بزرگی همۀ آنها کمتر از یک نقطه است . این سلولها ظرفیت بالائی دارند و می توانند در فرایند تمایز یابی به سلولهای بافتهای مختلف در بدن تبدیل شوند .
ظرفیت تقریبا نامحدود این سلولها آنها را در کانون تحقیقات پزشکی قرار داده است . تصور کنید که این سلولها حافظۀ فرد مبتلا به آلزایمر را به او بر گرداند ؛ پوستی را که بر اثر سانحه آسیب دیده ست را جایگزین کند یا بیمار معمولی را قادر به راه رفتن نماید . اما پیش از آنکه دانشمندان نحوۀ استفاده از سلولهای بنیادی را برای مقاصد علمی و پزشکی فرا گیرند ، باید دریابند که چگونه می توان قدرت این سلولها را تحت کنترل و نظارت خود در آورند . آنها باید نحوۀ استفاده از سلولهای بنیادی و تبدیل آنها به بافتها و اندامهای خاص ر ا فرا گیرند تا بتوانند بیمار یا بیماری را علاج کنند .
اگر دانشمندان بتوانند جنینی را در آزمایشگاه خلق کنند ، آیا نمی توانند آن جنین را درون رحم مادر دیگر پیوند بزنند و زمینه رشد جنین را فراهم کنند ؟
در سال 1997 هنگامی که گروهی از محققان اسکاتلندی اعلان کرد ند که توانسته اند با موفقیت گوسفندی به نالم «دالی» را شبیه سازی نمایند ؛ وحشت ناشی از شبیه سازی شدت گرفت - حتی با افزایش آگاهی و شناخت دانشمند ان از سلولهای بنیادی و توانائی مهار کردن آنها ، بحثهای اخلاقی و سیاسی درین مورد داغتر و وخیم تر می شود . بسیاری از دولتها محدودیتهای شدیدی را برای تحقیقات سلول بنیادی اعمال و تامین بودجه این تحقیقات را با مشکلات زیادی مواجه کرده اند .
مخالفت جامعه جهانی با پدیدۀ شبیه سازی مولد انسان گسترده و عام الشمول است ، اما به نظر می رسد که بسیاری از کشورها با انجام دادن تحقیقات پزشکی برای مقابله با بیماریهائی چون پارکینسون ؛ آلزایمر و بیماریهای قلبی و سرطان از طریق تولید جنین های آزمایشگاهی و همچنین تحقیق در بررسی روی آنها به منظور ایجاد توسعه و پیشرفت در علوم پزشکی و مهندسی ژنتیک بدون آنکه هدف این تحقیقات تولید انسان شبیه سازی شده باشد ؛ مخالفت چندانی ندارند .
از جمله استدلالهای این گروه برای مخالفت با شبیه سازی اینست که ؛ ما با اینکار به تولید انسانهائی اقدام می کنیم که در نهایت آنها را از میان می بریم - ازین رو ؛ در جهتی حرکت خواهیم کرد که منجر به نقض قواعد اساسی حقوق بشر و کرامت انسانی خواهد شد .
