ماهی ها

                  مقدمه     

ماهیها رده‌ای از پستانداران هستند که خود به دو زیر رده ماهیهای غضروفی و استخوانی تقسیم می‌شوند. برخی از ماهیها ساکن آبهای شیرین و برخی ساکن آبهای شور هستند. ماهیهای ساکن آبهای شیرین دارای راسته‌های متعدد هستند. یکی از راسته‌ها ، راسته آزاد ماهی شکلان (Salmoni formes) است و تیره آزاد ماهیان که قزل‌آلا جزء آن است، یکی از تیره‌های این راسته است.

مشخصات قزل آلا

ماهی قزل آلا دارای بدنی فشرده و باله دمی آن نسبت به ماهی آزاد بزرگتر است. ساقه دمی آن مرتفع ، سر کند و قسمت خارجی باله دمی تقریبا صاف است. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی 19 - 14 عدد و بطور متوسط حدود 16 عدد می‌باشد. تعداد خارهای اولین کمان آبشش بین 5 - 2 عدد است که به شکل شمشیر بوده و در پایین به شکل دکمه درآمده‌اند. حداکثر طول بدن ماهی قزل آلا 140 سانتیمتر و وزن آن تقریبا به 5 کیلوگرم می‌رسد.

ساختمان چشم ماهیان استخوانی

  • صلبیه با چند صفحه غضروفی یا استخوانی سفت و سخت می‌شود.
  • قرنیه مسطح
  • سلولهای مخروطی که در تشخیص رنگ بکار می‌رود.
  • ماهیچه مسئول حرکت دادن عدسی
  • مشیمیه (تغذیه کننده چشم)
  • در ماهیانی که در اعماق زیاد زیست می‌کنند عدسی بسیار بزرگ و شبکیه کوچک است و شکل عدسی کروی است.

کیسه شنا

کیسه شنا یا کیسه هوایی فقط در ماهیان استخوانی وجود دارد. به آن کیسه گازدار هم می‌گویند. در قسمت فوقانی حفره بدن بالاتر از مرکز توده ماهی قرار می‌گیرد و به ماهی این امکان را می‌دهد که بدون صرف انرژی وضعیت و موقعیت طبیعی خود را درون آب حفظ کند. یکی از ماهیان (یک نوع گربه ماهی) به طریق جالبی توانسته است نداشتن کیسه شنا را جبران کرده و موقعیت خود را درون آب حفظ کند و انرژی کمی بکار گیرد.

گوش ماهیان

در ماهیان فقط گوش داخلی وجود دارد. از ویژگیهای گوش ماهیان وجود سنگریزه‌هایی به تعداد 3 تا 4 عدد است که اتولیت نامیده می‌شود. به این سنگریزه‌ها ، سنگریزه شنوایی هم می‌گویند که در سیستماتیک و تعیین سن ماهیان اهمیت دارند و سلولهای حسی گوش داخلی که در شنوایی و تعادل نقش دارند ماکولا نام دارند. در ماهیانی که قدرت شنوایی خوبی دارند ارتباطی بین گوش داخلی و کیسه هوایی ایجاد شده است.

فلس
فلس ها در میان ماهیان مختلف دارای انواع متفاوتی هستند و در ماهی قرمز فلس ها کروی است.به طور کلی در ماهیان سه 3 نوع فلس وجود دارد:
1- فلس های خار دار یا کتنوئید:در سطح این نوع فلس ها خارهای ریزی وجود دارد.
2- فلس های کروی:این نوع فلس ها فاقد خار بوده و کروی شکل اند.
3- فلس های:سطح این نوع فلس ها بسیار براق است.به همین دلیل به فلس براق معروف است.
فلس ها دارای یاخته های رنگی یا کروماتوفور هستند که رنگ ماهیان را سبب می شوند.فلس ها داری دوایر تیره و روشن هستند که در برخی از انواع تشخیص سن ماهی کمک می کند.دوایر تیره زمستانی و دوایر روشن بهاره و تابستانی می باشند.

اندام حرکت یا باله
اندام حرکت یا باله ها بر دو نوع اند :
 باله های زوج
 باله های فرد
باله های زوج عبارتند از:
 باله ی سینه ای (1) و باله ی شکمی (2) که به منزله ی پاهای قدامی و خلفی سایر مهره دارن می باشد.
باله های فرد عبارتند از :
باله ی پشتی(3) باله ی دمی (4) و باله ی مخرجی (5).
باله ی پشتی ممکن است به دو قسمت تقسیم گردد .باله ی دمی از نوع هوموسرک(6)است .هر باله از غشای نازکی تشکیل شده است که در ضخامت آن الیاف نرم و قابل انعطاف وجود دارند .این الیاف به صورت اشعه ی استخوانی یا غضروفی هستند.

خط حسی
در هر طرف بدن در نزدیکی سطح پشتی خط طولی وجود دارد که به نام خط طرفی یا حسی (7) نامیده می شود. این خط از تجمع لوله های کوچکی به وجود می آید که در هر فلس یافت می شود. در زیر این لوله ها رشته ای از عصب زوج دهم (ریوی-معدی)(8) قرار گرفته است که جانور به وسیله ی آن از ارتعاشات آب مطلع می گردد.

وسایل مورد نیاز تشریح

اسکاپل
 
قیچی
 
سوند تشریح و سوند شیار دار
 
پنس
رو پوش آزمایشگاهی

طرز کار:

در قسمت اول جانور را به طور زنده و قبل از بیهوش کردن یا کشتن باید بررسی کرد زیرا حرکات جانور نیز مد نظر قرار می گیرد.
در قسمت دوم جانور را پس از بیهوش کردن مورد بررسی قرار می دهند.
بیهوش کردن به این دلیل است که ما می خواهیم حرکات اندام های داخلی مثل قلب و گردش خون را مورد مطالعه قرار بدهیم.
بیهوش کردن توسط اتر در داخل محفظه ای مثل استوانه های شیشه ای سر پوش دار انجام می گردد.اگر عمل بیهوشی خیلی عمیق و به خصوص توسط کلروفرم انجام گیرد موجب فوت حیوان می گردد..

تشریح ماهی شامل دو قسمت است. ابتدا اندام های خارجی و شکل ظاهری و سپس اندام های داخلی

تشریح خارجی:

 بدن این ماهی دوکی شکل و از طرفین پهن است. عرض آن بیضی شکل بوده وبه سهولت می تواند در آب حرکت نماید. بدن از سه بخش سر، تنه و دم تشکیل شده است. سر از نوک پوزه تا لبه (قبل) سرپوش برانشی است. تنه از لبه عقبی سر پوش برانشی تا مخرج می باشد. دم ازمخرج تا انتهای بدن را تشکیل می دهد.

اندام هایی که در ناحیه سر قرار دارند عبارتند از:

1-   دهان بزرگ و انتهایی که دارای دو آرواره مشخص است

2- سوراخ های بینی که در بخش پشتی پوزه واقع است

3- چشم ها در طرفین سر قرار دارند و فاقد پلک هستند

4- در عقب هر یک از چشم ها سرپوش نازک استخوانی به نام سرپوش برانشی وجود دارد.

در بررسی تنه و دم اندام های زیر به چشم می خورند:

1- مخرج و منفذ ادراری و تناسلی که در جلوی باله ی مخرجی به ترتیب منفذ جلویی، مخرج عقبی، سوراخ ادراری مقابل مخرج قرار دارد.

2- باله ها: که عبارتند از باله های فرد یا میانی و باله های زوج یا جانبی

باله های فرد شامل: باله پشتی است که در بعضی از انواع دو عدد است (در ماهی کپور یک عدد است).

باله های زوج یا جانبی: به طور قرینه قرار دارند و شامل باله های سینه ای واقع در عقب سرپوشهای برانشی و باله های شکمی یا لگنی که کمی پایین تر قرار دارند. باله ها در حفظ تعادل، شنا کردن و تغییر جهت به کار می رود. تعداد و انواع باله ها و همچنین نوع باله دمی را مشخص نمایید.

3- تمام بدن ماهی را لایه اپیدرمی که ماده لزج مخاطی ترشح می کند پوشانده است که باعث سهولت حرکت جانور در آب می شود و ضمناً از ورود عوامل بیماری زا به داخل بدن جلوگیری می نماید. بدن ماهی از پولک های ( فلس ها سیکلوئید Cycloid در ماهی کپور) نازک مدوری پوشیده شده است که تمام عمر جانور در حال رشد هستند. لبه آزاد عقبی فلس ها دارای دانه های رنگی است. فلس ها و باله ها را بر روی هم اسکلت خارجی می گویند با قرا دادن یکی از فلس ها در زیر میکروسکوپ نوع آن را تعیین نموده و شکل آن را بکشید.

در طرفین بدن و نزدیک به سطح پشتی یک خط طولی دیده می شود که گاهی برروی سر نیز انشعاباتی دارد. این اندام را خط جانبی یا خط حسی می گویند. از تجمع مجاری کوچکی که در هر فلس وجود دارد و از خارج نمایان است به وجود آمده است. بهم پیوستن این مجاری در زیر فلس ها لوله ای درست می شود که انشعاباتی که انشعابات دهم مغز را دریافت می کندکه جانور توسط آن ارتعاشات آب را احساس می نماید.

دستگاه تنفسی: برای دیدن برانشی ها باید سرپوش برانشی را برداشت که برای این کار بخش آزاد شده سرپوش را با قیچی ببرید. پس از برداشتن سرپوش برانشی ها را که قرمز تیره هستند،  می بینید. برانشی ها در هر طرف به تعداد چهار عدد دیده می شوند. هر برانشی دارای یک کمان برانشی است که در خارج آن دو ردیف زایده قرمز رنگ به نام تیغه یا رشته های برانشی که حمل تبادلات گازی بین خون و آب است دیده می شود (دو نیمه برانشی). در بخش داخلی کمان برانشی سمت دهان دندانه های لوزه مانند سفید رنگی به نام شنکش های برانشی وجود دارد. عمل این دندانه ها تصفیه آبی است که از دهان وارد می شود و مجاور آبشش ها قرار می گیرد.برانشی های یک طرف سر را خارج کرده تعداد آن ها را مشخص نموده و پس از مطالعه بخش های مختلف آن و شکل یک برانشی را رسم نمایید.

تشریح داخلی:

 پس از مشاهده شکل ظاهری و مطالعه دستگاه تنفسی، ماهی را به پهلو در تشتک تشریح خوابانیده سپس یک برش طولی از مخرج تا سرپوش برانشی ها در سطح شکمی ایجاد می نماییم. در مرحله بعد دو شکاف عرضی یکی از ناحیه مخرج و دیگری از ناحیه زیر سر پوش برانشی تا نزدیک خط جانبی پشتی ایجاد کرده و به صورت یک مستطیل پوست و عضلات را برمی داریم، توجه می کنیم که در هنگام برداشتن پوست و عضلات اندام های داخلی صدمه نبینند. حال به ترتیب دستگاه های مختلف را بررسی می نماییم

1-  دستگاه گردش خون (قلب در سطح شکمی، در وسط برانشی ها و زیر مری در داخل پرده پریکارد قرار گرفته است. ابتدا پرده پریکارد را پاره کرده و قلب و رگهای مربوط را آزاد می کنیم قلب شامل یک بطن و یک دهلیز است، در جلوی بطن بخش سفید رنگ برجسته ای به نام پیاز آئورتی دیده می شود که در ابتدای آئورت شکمی است. در عقب دهلیز بخش تیره رنگی به نام سینوس سیاهرگی مشاهده می شود. در محل اتصال بطن به پیاز آئورتی در داخل، دریچه های سینی وجود دارند که از برگشت خون جلوگیری می کنند. خون از آئورت شکمی توسط سرخرگ های برانشی آورنده (آوران) در اطراف برانشی ها پخش شده و بعد از تبادلات گازی توسط سرخرگ های برانشی برنده (وابران) به آئورت پشتی وارد می شود. از آنجا در اندام های بدن توزیع می گردد. خون تیره بدن از طریق سیاهرگ های کاردینال به سینوس سیاهرگی می ریزد.

2-   دستگاه گوارش : شامل دهان، حلق، مری کوتاه، معده (اغلب مری و معده چندان قابل تفکیک نمی باشند) و روده است که تا مخرج ادامه دارد. کبد بزرگ و بنفش رنگ است و بر روی روده تکیه دارد و در موقع بازکردن روده قطعه قطعه می شود. کیسه صفراء به رنگ سبز و آبکی دیده می شود و به وسیله مجرایی به ابتدای روده متصل است. لوزالمعده معمولاً نا مشخص است طحال به صورت زبانه قرمز رنگی به روده تکیه دارد. کیسه هوا یا بادکنک شنا محتوی گاز (هوای جو) در قسمت پشت و بالای لوله گوارش قرار دارد. در جدار کیسه هوا عروق خونی فراوانی وجود دارد که در بعضی نقاط مجتمع شده و برجستگی هایی به نام غدد قرمز می سازند. این برجستگی ها خاصیت تولید و جذب گاز دارند و حیوان با انجام این عمل تعادل خود را در آب حفظ می کند. در اغلب ماهی های استخوانی کیسه هوا به وسیله مجرایی به مری متصل است.

3-   دستگاه تولید مثل : غدد جنسی نر شامل بیضه ها است ( یک جفت) که در طرفین و بالای دستگاه گوارش واقع اند و از هر کدام لوله ای به نام مجرای اسپرم بر خارج و در انتها به هم متصل شده است و به منفذ ادراری تناسلی باز می شود. بیضه ها سفید و در فصل تولید مثل بزرگتر و محتوی مایع شیری رنگی هستند. در جانور ماده تخمدان ها زوج و در طرفین لوله گوارش قرار دارند و مجاری کوچکی به نام لوله تخم بر از هر یک خارج شده وپس از اتصال به یکدیگر به منفذ ادراری تناسلی باز می شوند.

4-   دستگاه ادراری : این دستگاه شامل دو کلیه باریک و قرمز رنگ است که در دو طرف ستون مهره ها و چسبیده به آن قرار دارند. از هر کلیه لوله ای به نام میزنای خارج می شود که به مثانه کوچکی متصل شده و از آنجا توسط مجرایی به منفذ ادراری تناسلی مربوط می گردند و به خارج راه می یابند. بعد از مشاهده دستگاه ادراری تناسلی و مطالعه بخش های مختلف این دو دستگاه و همچنین ارتباط آنها با یکدیگر از آنها شکل بکشید.

5-   دستگاه عصبی  : برای مطالعه مغز و نمایان کردن آن ابتدا با احتیاط به وسیله ی نوک قیچی سوراخی در وسط جمجمه ماهی ایجاد کردیم و سپس با لبه پنس یا قیچی بطور افقی استخوانها را برداشتیم تا مغز نمایان شود.

 

سلول های بنیادی

 

آشنایی با سلولهای بنیادی

سلول بنیادی چیست؟

سلول بنيادي مادر تمام سلولها است و توانايي تبديل به تمام سلولهای بدن را دارا می باشد. سلولهای بنیادی درون جنین در نهایت به سلول و بافت و اندامهای مختلف بدن جنین تبدیل می شوند . بر خلاف سلول معمولی که قادر است با تکثیر شدن چندین سلول از نوع خود را به وجود آورد ، سلول بنیادی همه منظوره و بسیار توانمند است و وقتی که تقسیم شود می تواند به هر یک از انواع سلولها در بدن تبدیل شود .

 اين سلولها واجد توانايي خود نوسازي (Self Renewing) و تمايز (Differentiating) به انواع سلولها از جمله سلولهاي خوني، قلبي، عصبي و غضروفي هستند. هم چنين در بازسازي و ترميم بافت هاي مختلف بدن بدنبال آسيب و جراحت موثر بوده و مي توانند به درون بافتهاي آسيب ديده اي که بخش عمده سلولهاي آنها از بين رفته است، پيوند زده شوند و جايگزين سلولهاي آسيب ديده شده و به ترميم و رفع نقص در آن بافت بپردازند.

به دليل توانايي منحصر به فرد سلولهای بنيادی، اين سلولها امروزه از مباحث جذاب در زيست شناسی و علوم درمانی می باشند. هم چنين تحقيقات در اين زمينه دانش ما را درباره چگونگی رشد و تکوين يک اندام از يک سلول منفرد افزايش داده است و مهمتر آنکه به فهم مکانيزم جايگزينی سلولهای سالم با سلول های آسيب ديده کمک نموده است.

سلولهای بنیادی از کارائی «خود نوسازی » هم برخوردارند . این سلولها بر دو نوع هستند :

- سلولهای بنیادی جنینی

-سلولهای بنیادی بالغ

سلولهای بنیادی جنینی از جنین به دست می آیند . یک جنین 3تا5 روزه حاوی سلولهای بنیادی است که به شدت در حال تکثیرند ، تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را بسازند . افراد بالغ نیز در قلب و مغز و مغز استخوان و ریه ها و اندامهای دیگر خود سلولهای بنیادی دارند .

این سلولها مجموعه های درونی مخصوص ترمیم هستند و سلولهائی که بر اثر بیماری و مصدومیت و کهولت سن صدمه می بینند را دوباره ترمیم می کنند .

سلولهای بنيادی بالغ: به سلولهايي که پس از تولد از بافت های مختلف فرد بالغ جدا می شوند، گفته می شود. سلولهای بنيادی خونساز مستقر در مغز استخوان، مغز، کبد و ساير بافت ها از اين دسته می باشند که قدرت تمايز به برخی از بافتها را دارا می باشند.

سلولهای بنيادی خون بندناف: از بندناف استخراج شده و همانند سلولهای بنيادی خونساز مغز استخوان می باشند.

کاربـرد سلولهـای بنیــادی در بازسـازی سلـولها

بیش تر سلول های تخصص یافته ی انسان اگر آسیب سختی ببینند یا بیمار شوند، نمی توانند با فرایندهای طبیعی جایگزین بشوند. از سلول های بنیادی برای پدید آوردن سلول های تخصص یافته ی سالم و کارآمد می توان بهره گرفت و این سلول ها را جایگزین سلول های آسیب دیده یا بیمار کرد.

جایگزین کردن سلول های بیمار با سلول های سالم را سلول درمانی می نامند و مانند فرایند جایگزین کردن اندام است؛ البته، در این جا به جای اندام تنها از سلول ها بهره می گیرند. برخی بیماری ها و آسیب ها را می توان با جایگزین اندام سالمی درمان کرد، اما اندوخته ی اندام ها اهدایی بسیار اندک است. سلول های بنیادی می توانند سرچشمه ی جایگزین و نوشدنی از سلول های تخصص یافته باشند. به تازگی، پژوهشگران بهره گیری از سلول های بنیادی جنینی و بالغ را به عنوان خاستگاه گونه های سلولی تخصص یافته، مانند سلول های عصبی، سلول های ماهیچه ای، سلول های خون و سلول های پوست، برسی می کنند تا آن ها را برای درمان بیماری های گوناگون به کار برند.از سلولهای بنیادی می توان برای بازسازی سلولها یا بافتهائی استفاد ه کرد که بر اثر جراحت یا بیماری آسیب دیده اند .این نوع درمان به «درمان سلولی » معروف است .یکی از کاربردهای رایج این شیوۀ درمانی ؛ تزریق سلولهای بنیادی جنین در قلب برای بازسازی سلولهائی ست که بر اثر حمله قلبی آسیب دیده اند .در یکی از تحقیقات ، پژوهشگران زمینه سکته قلبی چندین موش را فراهم نمودند و پس از آن سلولهای بنیادی جنینی را درون قلب آسیب دیده موش ها تزریق کردند ، در نهایت ، سلولهای بنیادی بافت ماهیچه آسیب دیده بازسازی کردند و کار کرد قلب موش ها را بهبود بخشیدند .

از سلولهای بنیادی می توان برای بازسازی سلولهای مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده نمود . این بیماران سلولهائی را ندارند که ناقل عصبی موسوم به«دوپامین» را تولید می کنند . بدون وجود این پیک شیمیائی ، حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است ؛ و این افراد از واکنشهای غیر ارادی رنج می برند . در تحقیقات انجام شده روی موش ها ، پژوهشگران سلولهای بنیادی جنینی را در مغز موشهای مبتلا به پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلولهای بنیادی موشها را بهبود بخشید . شاید دانشمندان بتوانند حتی اندامی کامل را در آزمایشگاه پرورش دهند و آن را جایگزین اندامی نمایند که بر اثر بیماری آسیب دیده است .برای اینکار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اند ام مورد نظر بسازند و سپس آنرا با سلولهای بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند . پس از آن عوامل رشد مخصوص آن اندام افزوده می شود تا پرورش اندام را تحت نظارت و هدایت در آورد . با به وجود آمدن بافت از سلولهای بنیادی چارچوب تجزیه می شود و در نهایت گوش یا کبد یا هر اندام دیگری باقی خواهد ماند.از جمله بیماریهائی که احتمالا روزی با درمان سلولی معالجه خواهد شد می توان به پارکینسون ؛ دیابت ؛ بیماری قلبی ؛ صدمه دیدگی نخاع ؛ سوختگی ؛ آلزایمر و ضعف بینائی اشاره نمود .

شبیــه سازی انسان

درون جنین میلونها سلول بنیادی وجود دارد که بزرگی همۀ آنها کمتر از یک نقطه است . این سلولها ظرفیت بالائی دارند و می توانند در فرایند تمایز یابی به سلولهای بافتهای مختلف در بدن تبدیل شوند .

ظرفیت تقریبا نامحدود این سلولها آنها را در کانون تحقیقات پزشکی قرار داده است . تصور کنید که این سلولها حافظۀ فرد مبتلا به آلزایمر را به او بر گرداند ؛ پوستی را که بر اثر سانحه آسیب دیده ست را جایگزین کند یا بیمار معمولی را قادر به راه رفتن نماید . اما پیش از آنکه دانشمندان نحوۀ استفاده از سلولهای بنیادی را برای مقاصد علمی و پزشکی فرا گیرند ، باید دریابند که چگونه می توان قدرت این سلولها را تحت کنترل و نظارت خود در آورند . آنها باید نحوۀ استفاده از سلولهای بنیادی و تبدیل آنها به بافتها و اندامهای خاص ر ا فرا گیرند تا بتوانند بیمار یا بیماری را علاج کنند .

اگر دانشمندان بتوانند جنینی را در آزمایشگاه خلق کنند ، آیا نمی توانند آن جنین را درون رحم مادر دیگر پیوند بزنند و زمینه رشد جنین را فراهم کنند ؟

در سال 1997 هنگامی که گروهی از محققان اسکاتلندی اعلان کرد ند که توانسته اند با موفقیت گوسفندی به نالم «دالی» را شبیه سازی نمایند ؛ وحشت ناشی از شبیه سازی شدت گرفت - حتی با افزایش آگاهی و شناخت دانشمند ان از سلولهای بنیادی و توانائی مهار کردن آنها ، بحثهای اخلاقی و سیاسی درین مورد داغتر و وخیم تر می شود . بسیاری از دولتها محدودیتهای شدیدی را برای تحقیقات سلول بنیادی اعمال و تامین بودجه این تحقیقات را با مشکلات زیادی مواجه کرده اند .

مخالفت جامعه جهانی با پدیدۀ شبیه سازی مولد انسان گسترده و عام الشمول است ، اما به نظر می رسد که بسیاری از کشورها با انجام دادن تحقیقات پزشکی برای مقابله با بیماریهائی چون پارکینسون ؛ آلزایمر و بیماریهای قلبی و سرطان از طریق تولید جنین های آزمایشگاهی و همچنین تحقیق در بررسی روی آنها به منظور ایجاد توسعه و پیشرفت در علوم پزشکی و مهندسی ژنتیک بدون آنکه هدف این تحقیقات تولید انسان شبیه سازی شده باشد ؛ مخالفت چندانی ندارند .

از جمله استدلالهای این گروه برای مخالفت با شبیه سازی اینست که ؛ ما با اینکار به تولید انسانهائی اقدام می کنیم که در نهایت آنها را از میان می بریم - ازین رو ؛ در جهتی حرکت خواهیم کرد که منجر به نقض قواعد اساسی حقوق بشر و کرامت انسانی خواهد شد .